سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

154

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

و نيز مىتوان واو را در هرسه حالت حفظ نموده و حركات اعرابى را برنون جارى نمود مانند آنچه در قول ابو هذيل خزاعى آمده : بات ليلى و بت كالمجنون * و اعترتنى الهموم بالماطرون يعنى : ليلى شب نمود و من نيز همچون مجنون شب كردم در حالى كه فراگرفت مرا اندوه و حزن‌ها در مكان ماطرون . شاهد در « ماطرون » است كه با ثبوت واو در حال جرّى كسره گرفته است . و همچنين جايز است آن را با واو نون مفتوح در هرسه حالت قرائت نمود مانند آنچه در كلام يزيد بن معاوية بن ابى سفيان عليهم اللّعائن اللّه آمده : و لها بالماطرون اذا * اكل النّمل الّذى جمعا يعنى براى آن زن نصرانيّه است در مكان ماطرون آذوقه و غذا زمانيكه مورچه بخورد آنچه را كه جمع نموده است و مقصود آذوقه در زمستان است كه براى زن فراهم و مهيّا است . شاهد در « بالماطرون » است كه در حال جرّ با واو و نون مفتوح آمده است . سپس مصنّف گويد : يكى ديگر از اسماء ملحقه بجمع كلمه « ارضون » است منتهى در خصوص آن اعراب مذكور شاذّ مىباشد . شارح گويد : كلمه « ارضون » بفتح همزه و راء جمع « ارض » به سكون راء مىباشد و همانطوريكه مصنّف بيان نمود اعراب جمع مذكّر سالم در اينكلمه شاذّ و بر خلاف قياس است زيرا « ارضون » جمع مكسّر بوده و مفردش مؤنّث است و على القاعده نبايد در حالت رفعى با واو در صورت نصب و جرّ با ياء قرائت شود . پس از آن مصنّف گويد : و يكى ديگر از اسماء ملحق به جمع لفظ « سنون » است .